تندیس عشق
...کسی که باورت داره یه قدم جلوتر از کسیه که دوستت داره ، پس بیشتر از اینکه دوستت داشته باشم باورت دارم
شیطان پرستی یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی میپندارند. آنها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک میدانند. شیطان پرستی را در گروه «راه چپ» مخالف با «راه راست» طبقه بندی میکنند.[۱] دست چپیها به غنی سازی روحی خود در جریان کارهای خودشان معتقدند. و بر این باورند که در نهایت باید تنها به خود جواب پس دهند. در حالی که دست راستیها غنی سازی روحی خود را از طریق وقف کردن و بندگی خود در مقابل قدرتی بزرگتر بدست میآورند. لاوییانها در واقع خدایی از جنس شیطان و یا خدایی دیگر را برای خود قائل نیستند. آنها حتی از قوانین شیطان نیز پیروی نمیکنند. این جنبه اعتقادی آنها به طور مکرر به اشتباه نادیده گرفته میشود و عموماً آنها را افرادی میشناسند که شیطان را به عنوان خدا پرستش میکنند.[۲] پندارهای از شیطان، اثر گوستاو دور در کتاب بهشت گمشده، نوشته جان میلتون شیطان پرستی به جای اطاعت از قوانین خدایی یا قوانین طبیعی و اخلاقی، عموماً بر پیشرفت فیزیکی خود با راهنماییهای موجودی مافوق یا قوانینی فرستاده شده تمرکز دارد. به همین دلیل بسیاری از شیطان پرستان معاصر از باورها و گرایشهای ادیان گذشته اجتناب میکنند و بیشتر گرایشات خودپرستانه دارند.[نیازمند منبع] به گونهای که خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی میبینند و بیشتر شبیه به مکاتبی چون مادهگرایی و یا خودمحوری و جادومحوری هستند. به هر حال بعضی شیطان پرستان به طور داوطلبانه بعضی از قوانین اخلاقی را انتخاب میکنند. این یک جریان وارونه سازی را نشان میدهد. بر این مبنا شیطان پرستان به دو گروه اصلی شیطان پرستان فلسفی و شیطان پرستان دینی تقسیم بندی میشوند. [۳] [۴] مفهوم شیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفتهاست. شاید بتوان تاریخچه شیطان پرستی را به قرون اولیه پیدایش آدمی نسبت داد.[۲] موضوعی که امروزه درباره شیطان پرستی قدیمی وجود دارد و در برخی کتابها دیده میشود به این مطلب برمیگردد که اصولا شیطان را کلیسا به وجود آورد تا تمام بدیها و پلیدیها را به آن نسبت دهد تا به نوعی هم خدمتی به بشریت کرده باشد و گناهان را از خود دور کند و جادوگران را نیز که در قرون وسطا از قدرت زیادی برخوردار بودند با عنوان جادوگران سیاه به عنوان پیروان شیطان معرفی کند تا هم گناهان را دفع کند و هم قدرت جادوگران را کم کند.[۲] شیطان پرستی فلسفی این نوع گرایش عبارت است از اینکه محور و مرکز عالم انسان است. این شاخه از شیطانپرستی به پایهگذاری این فرقه به آنتوان لاوی نسبت داده میشود.او کسی بود که کلیسای شیطان را تأسیس کرد (اولین سازمانی که از لغت شیطان پرستی فلسفی استفاده نمود) در نظر شیطان پرستان فلسفی، محور و مرکزیت عالم هستی، خود انسان است، و بزرگترین آرزو و شرط رستگاری این نوع از شیطان پرستان برتری و ترفیع ایشان نسبت به دیگران است. شیطان پرستان فلسفی عموماً خدایی برای پرستش قائل نمیدانند و به زندگی غیر مادی بعد از مرگ نیز عقیدهای ندارند. به هرحال زندگی این گروه از شیطان پرستان عاری از روحیه مذهبی و معنویت نیز نیست. این نوع از شیطان پرستی بر مبنای فلسفهٔ آنتوانلاوی که در کتاب انجیل شیطان تشکیل شدهاست. لاوی موسس کلیسای شیطان بود و تحت تأثیر نوشتههای نیچه، آلیستر کرالی، این رند، مارکی دو ساد، ویندهام لویس، چارلز داروین، آمبروس بیرس، مارک تواین و بسیاری دیگر بودهاست. شیطان در نظر لاوی موجودی مثبت بوده در حالی که تعالیم خداجویانه کلیساها را مورد تمسخر قرار داده و به مسائل جهان مادی نیز اعتنایی ندارد.یک شیطان پرست لاویی، خود را خدای خود میداند، آیین مذهبی این گروه از شیطان پرستان بیشتر شبیه به فلسفه میجیک کراولی با دیدی جلو برنده به سمت شیطان پرستی است. یک شیطان پرست لاویی مدعی آن است که کسانی که خودشان را با شیطان پرستی هم ردیف میدانند باید به طرز فکر گروهی خواص وفادار نباشند و آنها را از لحاظ اخلاقی قبول نداشته باشند. و در ازای آن گرایشات انفرادی داشته باشند و من تبع باید به طور دائمی یک سر و گردن بالاتر از کسانی باشند که خود را از لحاظ اخلاقی، قوی میدانند و در بشر دوستی خود، بدون تامل عمل کنند[۲] این نوع شیطان پرستی شبیه شیطان پرستی آنتون لاوی است اما با این تفاوت که در این نوع شیطان گونهای جنبه خدایی و متافیزیکی دارد و این جنبه برداشته شده از ادیان ابراهیمی ، افسانهها ، آیینهای متفاوت و یا صرفا ساخته شده ذهن پیروان آن میباشد.[۴] این فرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط میشوند. این نوع شیطان پرستان معمولاً متهم هستند که به اعمالی از قبیل «خوردن نوزادان»، «کشتن گوسفندان»، «قربانی کردن دختران باکره» و «نفرت از مسیحیان» هستند. این طرز فکر در کتاب «مالیوس مالیفیکاروم» دسته بندی شدهاست.]کتابی که در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا (۱۴۹۰) تالیف شد و در واقع هرگز به طور رسمی مورد استفاده قرار نگرفت، کتاب حاوی مطالب خرافی از جن گیری و جادوگری و مطالبی از این دست است. ترجمه لغوی نام کتاب پتک جادوگران است. [ویرایش] فلسفه شیطانی شیطان در ۹ جمله شیطانی منسب به لاوی خلاصه میشود: 1. شیطان میگوید دست و دلبازی کردن بجای خساست. 2. شیطان میگوید زندگی حیاتی بجای نقشه خیالی و موهومی روحانی. 3. شیطان میگوید دانش معصوم بجای فریب دادن ریاکارانه خود. 4. شیطان میگوید محبت کردن به کسانی که لیاقت آن را دارند بجای عشق ورزیدن به نمک نشناسان. 5. شیطان میگوید انتقام و خونخواهی کردن بجای برگرداندن صورت. (اشاره به تعالیم مسیحیت که میگوید هرگاه برادری به تو سیلی زد، آن طرف صورتت را جلو بیاور تا ضربهای به طرف دیگر بزند) 6. شیطان میگوید مسئولیت پذیری در مقابل مسئولیت پذیران بجای نگران بودن خون آشامهای غیر مادی 7. شیطان میگوید انسان مانند دیگر حیوانات است، گاهی بهتر ولی اغلب بدتر از آنهایی است که روی چهار پا راه میروند، بدلیل آنکه انسان دارای خدای روحانی و پیشرفتهای روشنفکرانه، او را پستترین حیوانات ساختهاست. 8. شیطان تمام آن چیزهایی که گناه شناخته میشوند را ارائه میدهد، چون که تمام آنها به یک لذت و خوشنودی فیزیکی، روانی یا احساسی منجر میشوند. 9. شیطان بهترین دوست کلیساست چرا که در میان تمام این سالها وجود شیطان دلیل ماندگاری کلیساها است.[۵] [۲] و در مقایسه با این جملات، لاوی ۹ گناه شیطانی را نیز نام بردهاست : لاوی ۱۱ قانون شیطانی را نیز وضع کرد، که در حالی که نظام نامهای اخلاقی نیست، ولی راهنماییهای کلی برای زندگی شیطان پرستی را ارائه کردهاست : 1. هرگز نظراتت را قبل از آنکه از تو بپرسند بازگو نکن. 2. هرگز مشکلاتت را قبل از آنکه مطمئن شوی دیگران میخواهند آن را بشنوند بازگو نکن. 3. وقتی مهمان کسی هستی، به او احترام بگذار و در غیر این صورت هرگز آنجا نرو. 4. اگر مهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بیرحمی رفتار کن. 5. هرگز قبل از آنکه علامتی از طرف مقابلت ندیدهای به او پیشنهاد نزدیکی جنسی نده. 6. هرگز چیزی را که متعلق به تو نیست برندار، مگر آنکه داشتن آن برای کس دیگری سخت است و از تو میخواهد آن را بگیری. 7. اگر از جادو به طور موفقیت آمیزی برای کسب خواسته هاید استفاده کردهای قدرت آن را اعتراف کن. اگر پس از بدست آوردن خواستههایت قدرت جادو را نفی کنی، تمام آنچه بدست آوردی را از دست خواهی داد. 8. هرگز از چیزی که نمیخواهی در معرض آن باشی شکایت نکن. 9. کودکان را آزار نده. 10.حیوانات -غیر انسان- را آزار نده مگر آنکه مورد حمله قرار گرفتهای یا برای شکارشان. 11.وقتی در سرزمینی آزاد قدم بر میداری، کسی را آزار نده، اگر کسی تو را مورد آزار قرار داد، از او بخواه که ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش کن.[۲] · تحقیق دانشجویی: نقدی بر انواع و گروههای شیطان پرستی. مترجم: کیوان معمر ، پاییز ۸۴ - دانشگاه علم و صنعت ایران. 1. ↑ Set Cookies 2. ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ ۲٫۶ Sociology of Iran - جامعه شناسی شیطان پرستی 3. ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ شیطان پرستی(1) 4. ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ http://www.zeitoon.net/3/f.html 6. ↑ Solipsism میتواند به یک طرز فکر معرفتشناسی منسب به دیسکارت نیز گفته شود، که در آن به افراد پیشنهاد میشود که تنها کسی هستند که میتوانند وجود چیزی را تجربه کنند و هرچه دیگران میگویند تنها خیال و وهمی از تصورات خودشان است. نیروی انتظامی در مرحله دوم طرح امنیت اخلاقی با مدل موها و لباسهای گروههای شیطانپرست برخورد میكند. اصلا انگار هر جا اسم شیطان میآید، «هراس» و «ابهام» را با خودش یدك میكشد. این بار هم دقیقا همینطور است؛ گویا شیطان و دار و دستهاش مرزهای كشور ما را پشت سر گذاشتهاند و به خیابانهای شهرهای ما هم راه پیدا كردهاند. این دقیقا آن چیزی است كه زنگهای خطر را به صدا درآورده؛ یعنی روی هراسانگیز و مخوف ابلیس. نیروی انتظامی اعلام كرده كه در مرحله دوم طرح امنیت اخلاقی جامعه، با گروههای شیطانپرست و مدل موها و لباسهایی كه نماد این گروههای انحرافی باشد، برخورد میكند. از آن طرف خبر از دستگیری گروهی از جوانها در یك پارتی به گوش رسید كه بنا بر گفته مسئولان، گروههای موسیقی شیطانپرست در آن حضور داشتند. همین شنبه هفته پیش هم بخش خبری22 شبكه3، گزارشی را از فعالیتهای گروههای شیطانپرست در انگلیس پخش كرد. همه اینها باعث شد كه برویم توی دل داستان شیطانپرستان و پرده از كار آنها كنار بزنیم؛ اینكه شیطانپرستی چیست؟ گروههای شیطانپرست كدامند؟ از كجا و چهجوری به وجود آمدهاند؟ چه میگویند؟ علائم و نمادهایشان چه شكلی است؟ سردمدارانشان چه كسانی هستند؟ چگونه میشود حساب شیطانپرستان را از گروههای مشابه جدا كرد؟ و... چون انگار حتی آنهایی كه لباسهای شیطانپرستان را در جامعه ما میپوشند، چندان اطلاعی از فلسفههای عجیب و غریب و جنایات و كارهایاین گروهها ندارند. البته در این شماره فقط به ریشههای شیطانپرستی در دنیا میپردازیم و در شمارههایبعد به سراغ این پدیده در ایران خواهیم رفت. حتما شما هم وقتی پای فیلمهای هالیوودیای نشستهاید كه شیطان یك پای آن است، از هیبت این اهریمن اندامتان بهلرزه افتاده است. در آنجا شیطان یك نیروی افسونگر ماورایی است كه اجازه دخل و تصرف و اعمال نفوذ در هر كس و هر چیز را دارد؛ موجودی كه گاه شكستناپذیر جلوه میكند و حتی برنده مطلق نابود ناشدنی است كه اگر هم فعلا به هدفش نرسیده، در كمین خواهد نشست تا در آیندهای نزدیك كار را یكسره كند. شیطان دیگر مانند قدیم یك تصور ذهنی صرف نیست؛ او دارای تصویر شده است؛ اهریمنی سرخ یا سیاهپوش با چنگكی چند شاخه در دست و گاه با دمی شبیه پیكان و فلش؛ تركیبی كه از كودكی در ذهنهای ما نقش بسته و در كارتونهایی مثل تام و جری -كه با آن بزرگ شدهایم- هم وجود داشت. این شیطان، برخلاف نگاه اسلامی، دیگر یك ابلیس مسخر و محدود و صرفا وسوسهگر نیست كه در برابر خداوندگار عالم عددی نباشد بلكه یك قدرت است؛ قدرتی مرموز و مخوف كه از سویی هراس و وحشت و از طرفی ابهام و حتی اسطوره با نامش گره خورده. چنین موجود ساختگی جان میدهد برای انواع تصورهای عجیب و غریب و تحریفها و اغراقهای كوچك و بزرگ. چنین تصورات باطلی فقط بحث امروز یا 3-2 قرن اخیر نیست بلكه به قدمت وجود بشر عمر دارد؛ تا آنجا كه آیینهای ضالة شیطانپرستی در مصر و یونان باستان ریشه دارد و حتی در سنت مسیحیان ، شیطان موجودی است که به اعتقاد غلط آنها میتواند در مقابل خواست خداوند مخالفت کند و با اختیار تام خود، قادر است مبارزهطلب باشد. ابلیس در مسیحیتِ تحریف شده و نگاههای منحرف بعدی، 3جایگاه دارد كه قدرت او را در عالم بیمانند میكند و او را تا حد عظمت و پرستش بالا میبرد؛ اول اینكه او آنقدر مقتدر است كه از فرمان خدا سر باز میزند. دومین عقیده اشتباه آنها این است كه او به انسان خدمت كرده و سبب شده انسان از میوه جاودانگی و دانایی و خرد بخورد و با خدا برابری كند و همین امر موجب شده انسان از بهشت برین به زمین زیرین رانده شود؛ و سوم آنكه ابلیس، مظلوم واقع شده است چرا كه او هم فرشتهای بوده مانند دیگر ملائك (هرچند در فرهنگ اسلامی شیطان جن است نه ملك ولی در نگاه مسیحیت «او یك فرشته بود!»). در بسیاری از شاخههای مسیحیت، شیطان (كه به او در مسیحیت لوسیفر میگویند)، قبل از آنکه از درگاه خدا طرد شود، یک موجود روحانی یا فرشته بوده که در خدمت خداوندگار عبادت میكرده و به انسان گفته كه میتواند خدا شود، و در نتیجه از بهشت عدن اخراج شده است. همه این تصورات و پندارهای باطل است كه برای ابلیس عظمت و حتی قداست به ارمغان آورده. هواداران شیطان آن را یک طرح و الگو میدانند؛ موجودی كه از قبل از عالم هستی وجود داشته است؛ موجودی زنده و با چند وجه مشترك با طبیعت انسان. هرچند اندیشههای باطل شیطانپرستانه همزاد بشر است اما برای نخستین بار توماس هاردینگ در سال 1565 در کتاب «تکذیب یک کتاب» واژه شیطانپرستی را علیه مارتین لوتر و پیروانش بهكار بر<
نظرات شما عزیزان:
تاریخچه
در نظر شیطان پرستان فلسفی، هر شخص خدای خودش است. آنها با تکیه بر عقاید انسانی وابسته به دنیا، مطالب مربوط به فلسفه عقلانی را عبث میشمارند و به آنها به دید ترس از مسائل ماوراء الطبیعی مینگرند و تنها به وسیله آن، یک زندگی عقیم و تنها بر مبنای “جهان واقعی” را تشکیل میدهند. به طور شفافی، آموزههای شیطان پرستان فلسفی قدمتی بیشتر از کلیسای لاوی دارد. اگر چه این تصوری از شیطان است، ولی با موقعیت واقعی او تقابل دارد چرا که این تعالیم از آموزههای یهودی-مسیحی نشئات گرفتهاست و شیطان را بدلیل خصوصیاتش پلید نگاشتهاست [۳]
حماقت، ادعا و تظاهر، نفس گرایی (انتظار بازپس گرفتن از دیگران، آنچه به آنها دادهاید)، خود را فریب دادن، پیروی از رسوم و عقاید دیگران، روشن بینی ناکافی، فراموش کردن ارتدکسی گذشته (به طور مثال، قبول کردن چیزی قدیمی در بسته بندی جدید، به عنوان نو)، غرور و افتخار بی حاصل (مانند غروری که هدف شخصی را از درون میپوساند) و کمبود محسنات. بچههای شیطان
او یك فرشته بود!
مشق شیطان
Power By:
LoxBlog.Com |